ارداویرافنامه

اول: مسأله خیر و شر و نظام جزا و پاداش از دیرباز ذهن بشر را به خود معطوف کرده است بطوری‌که در تمام ایدئولوژی‌ها و نظام‌های فکری در مورد آن اندیشیده شده است. بازتاب این نوع نگاه را در آثار ادبی و هنری با نمودهای متنوع در اغلب تمدن‌ها و فرهنگ‌ها می‌توان جستجو کرد. دین زرتشت به‌عنوان یکی از ادیان الهی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به انحاء مختلف به این مسأله پرداخته است. یکی از این نمودها کتاب ارزشمند ارداویرافنامه است که به‌دلیل بروز شرایط خاص زمانی (حدوداً سیصد سال پس از حمله‌ی اسکندر مقدونی) نگاشته شده است. این متن ارزشمند که حاصل مکاشفه هفت روزه‌ی ارداویراف مُغ بزرگ زرتشتی در عالم خلسه است چند صد سال قبل از کمدی الهی دانته نگاشته شده و بی‌شک اگر نسبت به آن اوُلی نباشد از آن کمتر نیست. جای‌جای اوراق این کتاب سرشار از فضاهایی تصویری و بسیار بیانگر و الهام‌آور است. شایان ذکر است، در این کتاب به سه فضای دنیوی، بهشتی و دوزخی اشاره شده است که در مجموعه حاضر، قسمت دوزخ مورد الهام قرار گرفته و دستمایه‌ی تجربه گشته است.

دوم: حمید فام را از دوران دانشجویی و هفت سالی است که می‌شناسم و در تمام این مدت او را رصد کرده‌ام؛ در برداشت‌های آزاد و نقاشانه او از متن ارداویرافنامه با فضاهایی وهم‌آور و مالیخولیایی مملو از اسطوره‌های آشنا و یا وهمی مواجهیم. او ماهرانه ما را به جهانی می‌برد که علی‌رغم هیمنه و هیبت غریب آن، در عین تأثیر وهم‌آور آن در ما احساسی از این‌همانی و آشنایی ایجاد می‌کند. شاید چیزی از خاطرات دیرسال قومی یا کهن الگوها عامل این احساس قرابت است. هرچه هست حکایت از قابلیت و قدرت او در سامان دادن این جهان خیالی و ایجاد فضاهایی تأثیرگذار و اساطیری به زبان تصویر دارد که نه تنها نیاز به توان و احاطه به زبان و کنش نقاشی دارد، بلکه برداشت و تأثر و تأثیر او از جای‌جای این متن کهن و تبدیل آن به ایماژی خلاق نیز درخور توجه و اعتناست. این مهم میسر نمی‌شد مگر با سالها تلاش و تمرین و تجربه‌اندوزی و آزمون و خطا و مطالعه عمیق در حوزه‌ی هنرهای تجسمی که این همه را در او شاهد بوده‌ام.

اگر این مجموعه را اولین تجربه‌ی متمرکز او در حوزه‌ی نقاشی بدانیم لاجرم باید در آینده نه چندان دور منتظر ظهور یک هنرمند تمام‌عیار و صاحب‌سبک در هنر کشور عزیزمان باشیم.

منصور طبیب‌زاده

پاییز 86